تبليغاتX
تنها

مطالب جالب شیمی



 

● تعیین دقیق زمان مرگ
تعیین دقیق زمان مرگ در جرم شناسی بسیار اهمیت دارد.اندازه گیری غلظت پتاسیم مایع زجاجیه روشی است که بیش از سه دهه از پیشنهاد و بررسی ان میگذرد.مصونیت ماده زجاجیه از آلودگی ،خون و باکتریها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداری و عدم نیاز به کالبدشکافی از مزایای این روش محسوب می شود.تجزیه پتاسیم زجاجیه با دو روش الکترودهای یونی ویژه که یک روش پتانسیل سنجی است و نور سنجی شعله ای که یک روش طیف سنجی است انجام می گیرد.سپس مقدار پتاسیم بدست آمده با منحنیهای استاندارد غلظت یون پتاسیم بر حسب زمان مرگ که برای دو گروه سنی کودکان وبزرگسالان مجزاست،مقایسه می شود.

● صابون
همه ما روزانه از صابون های جامد و مایع برای شستشو استفاده می کنیم و کارخانه های زیادی مشغول ساخت صابون هایی با عطر و رنگ های مختلفی هستند.
اگر استئارات گلیسرول را با محلول غلیظ ئیدروکسید سدیم مخلوط کنیم گلیسرول و استئارات سدیم (صابون)
به دست می آید(معادله۱در پایین) این گونه واکنش ها که منجر به وجود آمدن صابون میشوند را صابونی شدن می نامندپس از پایان واکنش به آن محلول غلیظ ئیدروکسید سدیم میزنند در اثر آن گلیسرول از محلول جدا می شود و صابون به سطح محلول می آید.که در دمای معمولی جامد است.
در روشهای جدید تر صابون طی واکنش ها ی(۲)و(۳)میسازند.

(C۱۷H۳۵COO)۳C-COO)۳C۳H۵+۳NaOH:۳C۱۷H۳۵COONa+C۳H۵(OH)۳ فرمول ۱
(C۱۷H۳۵COO)۳C-COO)۳C۳H۵+۳H۲O:۳C۱۷H۳۵COOH+C۳H۵(OH)۳ فرمول ۲
C۱۷H۳۵COOH+NaOH:C۱۷H۳۵COONa+H۲O فرمول ۳

● آلکنها
در بسیاری از هیدروکربنها دو اتم هیدروژن کمتر از آلکان های هم کربن خود دارند.این هیدروکربنها آلکن ها نام دارند.فرمول همگانی آلکنها CnH۲ و n تعداد اتم های کربن است.ا
اتیلن:گازی بی رنگ با بویی ملایم و مطبوع است به مقدار کمی در آب حل می شود.به عنوان هوشبر کاربرد دارد .
اتیلن هیدروکربن بسیار ارزنده ای است.به مقدار کمی در گیاهان وجود دارد
در فرایند رسیدن میوه ها دخالت دارد.افزایش غلظت آن باعث افزایش سرعت میوه ها می شود از این خاصیت در تجارت موز استفاده می شود.این میوه را نارس می چینند (زیرا میوه نارس کمتر از میوه رسیده آسیب می بیند)در محل مصرف آنها را در مجاورت استیلن قرار می دهند و رنگ آنها هم زرد می شود.و در ظاهر تفاوتی با موز های طبیعی ندارند

● چرا وقتی در نوشابه نمک می ریزیم, با شدت بیشتری گاز آزاد می شود ؟
‌‌‌ ‌‌ـ ‌ابتدای ماجرا :
هرچه دمای آب کمتر و فشار بیشتر باشد , ظرفیت پذیرش گاز بیشتری را خواهد داشت و به عنوان مثال CO۲ بیشتری را در خود حل می کند. هنگام تولید نوشابه با استفاده از این خاصیت , در دماهای پایین و فشار بالا , نوشیدنی با تزریق گاز CO۲ به حالت اشباع می رسد. بنابراین وقتی در نوشابه باز شود و نوشابه در دما و فشار معمولی قرار گیرد , محلول خاصیت فوق اشباع دارد یعنی مقدار CO۲ حل شده در آن بیش از ظرفیت انحلال در آن دما و فشار است. چنین محلولی اگر شرایط مهیا باشد تمایل به آزاد کردن CO۲ دارد. برای این کار گاز CO۲ محلول باید به صورت حباب درآید یعنی مولکولهای CO۲ حل شده باید در نقطه ای جمع شوند و با به هم پیوستن , یک حباب تشکیل دهند و به سطح نوشابه بیایند و از آن خارج شوند. اگر دقت کرده باشید تشکیل حباب در سطوح تماس خارجی نوشابه اتفاق می افتد یعنی در سطح نوشابه و دیواره های بطری یا دورنی . به زبان ساده این سطوح و به خصوص نا همواری های موجود روی آنها یا هر نوع ناهمگنی موجود در محیط نقش جایگاههای تجمع یا مکانهایی برای به هم پیوستن مولکولها و تشکیل حباب را بازی می کنند.به عبارت عامیانه یعنی مولکولها برای ایجاد حباب دنبال بهانه می گردند و این بهانه را در این سطوح پیدا می کنند. در این وضعیت ریختن نمک در نوشابه باعث خروج سریع تر گاز از محلول می شود. زیرا سطح بیشتری برای تشکیل حباب در اختیار مولکولها قرار می گیرد ( سطح جانبی بلورهای نمک ) . چیزی مانند تبلور ( = بلور شدن ) شکر پس از قرار دادن بلور یا نخ در محلول فوق اشباع آن.بنابراین چنین اتفاقی اصلا شیمیایی نیست. هیچ واکنشی هم صورت نمی گیرد و تقریبا هر ماده ای از نمک و شکر گرفته تا شن و ماسه که بتوانند نوعی ناهمگنی در محیط نوشابه ایجاد کند یا سطح آزاد در اختیار آن قرار دهد ( یا به طور خلاصه بهانه دست مولکولها بدهد ! ) میتواند این کار را بکند . این اتفاق را حتما در هنگام وارد کردن نی در نوشابه دیده اید. تنها مزیت نمک با شکر این است که به دلیل داشتن دانه های ریز سطح جانبی نسبی بیشتری در مقایسه با مواد درشت تر دارند. همین! از این به بعد می توانید در نوشابه دوستتان به جای نمک خاک بریزید !!!

● ساختن موشک با استفاده از هیدروژن پری اکسید و نقره
برای این کار هیدروژن پری اکسید باید غلیظ شده باشد.(در حدود ۹۰ درصد ) هیدروژن پری اکسید که در دارو خانه ها میفروشند غلظلتش درحدود ۳ در صد است.فرمول شیمیایی هیدروژن پری اکسید H۲O۲ است.وقتی با نقره واکنش برقرار میکند نقره نقش کاتالیزور را بازی میکند.این واکنش اتم اضافه اکسیژن را ازاد کرده آب و گرمای زیادی تولید میکند.گرما اب را به بخار تبدیل کرده که این بخار میتواند با سرعت بالا از نازل موشک خارج کند.
برای ساخت موشک میتوانید از بطری نوشابه های خانواده خالی استفاده کنید به این صورت که در نوشابه را سوراخ کوچکی بکنید(نقش نازل موشک) و مواد را در ان ریخته و در ان را ببندید واکنش انجام شده و بخار با سرعت از سوراخ به بیرون زده و اگر بطری نوشابه را بروی زمین بخوابانید این موشک حرکت خواهد کرد

● آیا آرد (آرد گندم) میتواند منفجر شود؟
همه میدانیم که بیشتر گندم سفید از نشاسته درست شده است . و میدانیم که نشاسته از کربوهیدرات ساخته شده است یعنی از به هم پیوستن زنجیره ی مولکولهای شکر . هر کسی که تا بحال مارشمالو (نوعی شیرینی خمیرمانند )را اتش زده باشد میداند که شکر براحتی میسوزد , پس ارد هم میتواند.آرد و خیلی از کربوهیدراتهای دیگر میتواند اتش بگیرند وقتی انها در هوا بحالت گرد و غبار وجود دارد .فقط کافیه در هر متر مکعب ۵۰ گرم یا بیشتر آرد بصورت گرد در هوا وجود داشته باشد و مشتعل شود. ذره های آرد انقدر کوچک هستند که فورا میسوزند. وقتی یک ذره بسوزد بقیه ذره های نزدیکش را هم روشن میکند و انوقت شعله بوجود امده تمام ابر ارد را شعله ور کرده و منفجر میشود. تقریبا هر کربو هیدرات بصورت گرد و غبار وقتی مشتعل شود منفجر خواهد شد .در خیلی از انبارهای آرد به همین صورت با یک جرقه یا یک منبع گرما باعت انفجار و اتش سوزی میشود.

● علت جرقه زنی در سنگ چخماخ چیست؟
سنگ چخماخ با نام flint معروف می باشد، تیره رنگ می باشد و در شاخه کوارتزها قرار می گیرد Flint نوع کوارتز آلفا می باشد که تا دمای ۵۷۳ درجه سانتیگراد پایداری دارد و به صورت گرهکهایی در گچ و سنگ آهک یافت می شود .از سنگهای حاوی سیلیس SiO۲ که عموماً منشاء رسوبی دارند می باشد. ‌این سنگها یک پارچه بوده که به علت نقص ساختمانی در برخورد با یکدیگر جرقه زده و O-۳ آزاد می نماید این سنگ بانام سنگ آتشزنه معروف می‌باشد .

● اطلاعات جالبی در مورد جیوه:
بیشترین معادن جیوه دنیا در اسپانیا و ایتالیاست و مهمترین سنگ معدن آن سینابار یا سولفور جیوه است با گوگرد و هالوژنها ترکیب می شود اما با اسیدها به جز اسیدنیتریک بی اثر است جیوه و ترکیبات آن توسط پوست و بلعیدن و تنفس جذب بدن می شود ماکسیمم مقدار مجاز بخار جیوه در هوای محیط کار ۱.۰ میلی گرم در متر مکعب و ماکسیمم مقدار جیوه مجاز موجود در ادرار ۳.۰ میلی گرم در لیتر است کلیه ها نقش مهمی در دفع جیوه از راه ادراری دارند ضمن اینکه بیشترین تجمع جیوه در اعضای بدن نیز در کلیه هاست

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 16:31  توسط غریب | 
حس غریبی است دوست داشتن و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد و نفس ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده به بازیش می گیریم . هر چه او عاشق تر ،ما سر خوش تر ، هر چه او دل نازک تر ، ما بی رحم تر . تقصیر از ما نیست ، تمامی قصه های عاشقانه این گونه به گوشمان خوانده شده اند . تصویر مجنون بیدل و فرهاد کوه کن نقش های آشنای ذهن ماست و داستان حسرت به دل ماندن ُزلیخا به پند و اندرز ، آویزه گوشمان شده است . یکدیگر را می آزاریم . یاد گرفته ایم معشوق هر چه غدارتر عاشق شیدا تر است و عاشق هر چه خوار تر شود ، عشق افسانه ای ماندگار تری خواهد شد . به شهوتِ تجربه ی عشقی سوزان آتشی به پا می کنیم و عاشق را در خرمن نامهربانی و بی اعتنایی به مسلخ جنون عشق می فرستیم . چه باک ؟! هر چه بیشتر بسوزد ، خوشتر . شعله های سرکش آتش سرمستمان می کند . عیش مان مدام و حالمان به کام : وای چه خواستنی ام من ...!

هر چه زجرش می دهم ، خم به ابرو نمی آورد! هر چه نامهربانم ، او پر مهرتر نگاهم می کند ! چه دلبرانه بیدلش کرده ام . مرحبا به من ، آفرین به من ...!

میرانمش با مهر افزون تری بسوی من باز می گردد . خوارش می کنم ، او به زیبا ترین نامها می خواندم . بی وفایی می کنم ، صبورانه ستایشم می کند . به بندش می کشم ، پروازم می دهد بیچاره ! چه بیدلانه دلبری ام را خریدار است ...

چه مظلومانه بازیچه بازی ظالمانه ام شده است . بازی می دهیم وبه بازی می گیریم .

با گامهای ُسربی بیرحم ، از روی هیکل رنجورش رد می شویم و از صدای شکستن قلبش زیر پاشنه های آهنیمان سرخوشانه لذت می بریم ... غافلانه سرخوشیم و عاجزانه ظالم .

و عاشق محکوم است به مدارا . تا بینوا را جانی و دلی هنوز مانده باشد ...

اگر جان داد، شور عشقمان افسانه ای دیگری آفریده است . اگر تاب نیاورد ، لیاقت عشقمان را نداشته است و هر چه خوشتر که این همه را تاب آورد .

حس مقدسی است دوست داشتن ... مقدس تر از آن است " دوست داشته شدن " ...
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 15:27  توسط غریب | 
مرا عمري به دنبالت کشاندي
سرانجامم به خاکستر نشاندي

ربودي دفتر دل را و افسوس
که سطري هم از اين دفتر نخواندي
 
گرفتم. عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشکي هم فشاندي !

گذشت از من ،ولي آخر نگفتي
که بعد از من به اميد که ماندي ؟
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 20:20  توسط غریب | 

 

Yoluklara göğüs gerdim سينه ام را در برابر سختي ها قرار دادم

Hep sabrettim kader dedim همیشه صبرکردم وگفتم که طالعم همین است

Acılarla çilelerle با تلخی ها و درد ورنجها

Bu günüm bِyle geldim امروز اين طوري رسيدم

Yıkılmadım ayaktayım زمین نخوردم ، سرپام

Dertlerimle başbaşayım با دردهام دست وپنجه نرم می کنم

Zalimlere kötülere ازظالمان وشرو بدیها

Yenilmedim buradayım شکست نخوردم ، همینجا سرپام

Yıkılmadım... acılardan زمین نخوردم از سختیها

Yıkılmadım... yoksulluktan زمین نخوردم از نداری

Yıkılmadım... yalnızlıktan زمین نخوردم از تنهایی

Yıkılmadım...yıkılmadım زمین نخوردم زمین نخوردم

Yıkılmadım... hilelerden زمین نخوردم از نیرنگها

Yıkılmadım... sensizlikten زمین نخوردم از بی تو بودن

Yıkılmadım... bu dertlerden زمین نخوردم از این دردها

Yıkılmadım yıkılmadım زمین نخوردم زمین نخوردم

Sonu gelmez yarınlarda این رنجها در فرداها به پایان نمی رسه

Acılarla doluyum ben arkadaş من لبریز از دردم ای دوست

Her şarkıda hüzünlenen در هر آواز محزون آن

O hasretin oğluyum ben arkadaş من پسر اون رنج وحسرتم ای دوست

Her şarkıda duygulanan در هر آوازی کسی که محسوسه

O hasretin oğluyum ben من پسر اون رنج وحسرتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 9:30  توسط غریب | 

Belalim yaban cicegim    
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralim
Belalim yaban cicegim
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralim

Belalim baby you know you drive me crazy
Hey canim seni seviyorum
Birtanem canim seni seviyorum
Yeah thats right you are the only one
And i give you my love thats so strong
Belalim
Cok guzelsin bebegim
I'm looking for you baby nerdesin

Belalim yaban cicegim
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralimbelalim yaban cicegim
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralim

Yeah yeah uhh check ı'm looking for you baby
İt's night and day
Seni ozluyorum
I started to pray
Ben seninle konusmak istiyorum
Your only the fucking fellas
Askim baby you are the only one ı want lady

Var ya
Sevdami daglara yazarim
Var ya
Omrumu kirpmam yakarim
Var ya
Ben var ya
Var ya
Ben var ya

Belalim yaban cicegim
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralim
Belalim yaban cicegim
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralim
Belalim yaban cicegim
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralim
Belalim yaban cicegim
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralim

Belalim yaban cicegim
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralim

Belalim yaban cicegim
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralim
Belalim yaban cicegim
Belalim askim gercegim
Belalim tek sev dicegim
Belalim ah yaralim
Belalim askim
Belalim canim
Belalim bebegim
Belalim bir tanem

Deli gibi severim seni ben
Bu aksam olurum beni kimse tutamaz
Sen beni tutamazsin
Yildizlar tutamaz

Belalim belalim
Belalim belalim

                                         (ماهسون)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 21:11  توسط غریب | 

ای شب ، به پاس صحبت دیرین ، خدای را
با او بگو حکایت شب زنده داریم
با او بگو چه می کشم از درد اشتیاق
شاید وفا کند ، بشتابد به یاریم
ای دل ، چنان بنال که آن ماه نازنین
آگه شود ز رنج من و عشق پاک من
هر چند بسته مرگ کمر بر هلاک من
ای شعر من ، بگو که جدایی چه می کند
کاری بکن که در دل سنگش اثر کنی
ای چنگ غم ، که از تو به جز ناله بر نخاست
راهی بزن که ناله از این بیشتر کنی
ای آسمان ، به سوز دل من گواه باش
کز دست غم به کوه و بیابان گریختم
داری خبر که شب همه شب دور از آن نگاه
مانند شمع سوختم و اشک ریختم
ای روشنان عالم بالا ، ستاره ها
رحمی به حال عاشق خونین جگر کنید
یا جان من ز من بستانید بی درنگ
یا پا فرانهید و خدا را خبر کنید
آری ، مگر خدا به دل اندازدش که من
زین آه و ناله راه به جایی نمی برم
جز ناله های تلخ نریزد ز ساز من
از حال دل اگر سخنی بر لب آورم
آخر اگر پرستش او شد گناه من
عذر گناه من ، همه ، چشمان مست اوست
تنها نه عشق و زندگی و آرزوی من
او هستی من است که آینده دست اوست
عمری مرا به مهر و وفا آزموده است
داند من آن نیم که کنم رو به هر دری
او نیز مایل است به عهدی وفا کند
اما - اگر خدا بدهد - عمر دیگری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 20:30  توسط غریب | 

 زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود
با بنفشه ها نشسته ام
سالهای سال
صیحهای زود
در کنار چشمه سحر
سر نهاده روی شانه های یکدگر
 گیسوان خیس شان به دست باد
چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم
رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم
می ترواد از سکوت دلپذیرشان
بهترین ترانه
بهترین سرود
مخمل نگاه این بنفشه ها
می برد مرا سبک تر از نسیم
از بنفشه زار باغچه
تا بنفشه زار چشم تو که رسته در کنار هم
زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود
با همان سکوت شرمگین
با همان ترانه ها و عطرها
بهترین هر چه بود و هست
بهترین هر چه هست و بود
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترین بهشت ها گذشته ام
من به بهترین بهار ها رسیده ام
ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من
لحظه های هستی من از تو پر شده ست
آه
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
در تمام ماه
در فضای خانه کوچه راه
در هوا زمین درخت سبزه آب
در خطوط درهم کتاب
در دیار نیلگون خواب
ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن
بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام
ای نوازش تو بهترین امید زیستن
در کنار تو
من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام
 در بنفشه زار چشم تو
برگهای زرد و نیلی و بنفش
عطرهای سبز و آبی و کبود
نغمه های ناشنیده ساز می کنند
بهتر از تمام نغمه ها و سازها
روی مخمل لطیف گونه هات
غنچه های رنگ رنگ ناز
برگهای تازه تازه باز می کنند
بهتر از تمام رنگ ها و رازها
خوب خوب نازنین من
نام تو مرا همیشه مست می کند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب
نام تو اگر چه بهترین سرود زندگی است
من ترا به خلوت خدایی خیال خود
بهترین بهترین من خطاب میکنم

بهترین بهترین من

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 20:27  توسط غریب | 
 
 
پسرای امروزی مثل گوسفند هستند:هر وقت بخوای میتونی کمی بهشون آب بدی و سرشون رو ببری!
 پسرای امروزی مثل زالو هستند:وقتی به پدر و مادرشان میچسبند خونشان را میمکند!
 پسرای امروزی مثل جغد هستند:هر جا پیداشون میشه با خودشون نحسی میارن.
پسرای امروزی مثل زنبور هستند:24 ساعته دور گل(یعنی خانومها!)میگردن و صدای وز وزشون همه رو کلافه میکنه!!!
پسرای امروزی مثل سگ هستند:دیگه گوشت نمیخوان،دنبال استخوان افتادن!!!!!!!(نکته کنکوری!)
پسرای امروزی مثل الاغ هستند:براحتی سواری میدن تا هر وقت که بخوای...
پسرای امروزی مثل سوسک هستند:تنها تو جاهای کثیف میتونی پیداشون کنی...
پسرای امروزی مثل جیر جیرک هستند:شبها رختخوابشون شروع به جیر جیر میکنه.....!!!
پسرای امروزی مثل عنکبوت هستند:هر جا میرن چترشونو باز میکنن!
پسری امروزی مثل قورباغه هستند:زبانشون از قدشون بلند تره!
پسرای امروزی مثل کلاغ هستند:خیلی زشتند اما به چیزای قشنگ علاقه زیادی دارند!
پسرای امروزی مثل خروس هستند:اونقدر سر و صدا میکنند که همه توجهشون جلب بشه...
پسرای امروزی مثل کفتار هستند:هم نفرت انگیز هستند هم موذی هم منفعت طلب هم ترسو!
 
ودر آخر...پسرای امروزی مثل کرم تینیا ساژیناتا هستند:هیچوقت و در هیچ شرایطی نمیتوانید با انها زندگی مسالمت امیز داشته باشید!!!
 
 
بر گرفته از مارشال مدرن
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 10:15  توسط غریب | 

دختر کلی در دل شب
دست به چنگ و نغمه به لب
همچو شراری نرم و سبک
در میان بزم طرب
چون شرابی گرم و گیرا سر به سر آتش
بی شکیب و دامن افشان همچو طوفان سرکش
سایه ی او روی صحرا زیر نور ماه
همچو دودی گشته لرزان در میان آتش

دختر کلی در دل شب
دست به چنگ و نغمه به لب
همچو شراری نرم و سبک
در میان بزم طرب
چون شرابی گرم و گیرا سر به سر آتش
بی شکیب و دامن افشان همچو طوفان سرکش
سایه ی او روی صحرا زیر نور ماه
همچو دودی گشته لرزان در میان آتش

گر از چشمش میریزد
باده ی عشق و مستی
بر جهان بخشد هستی
گر لبهایش میخواند نغمه ی شور و شادی
میدهد بر دل مستی
چو لبش به نوا شکفد
ز نوا دل ما شکفد
ز صفا رخ او چو گلی
که سحر به صفا شکفد
چون کلی دل من در صحرا
سرگردان شده در این دنیا

دختر کلی در دل شب
دست به چنگ و نغمه به لب
همچو شراری نرم و سبک
در میان بزم طرب
چون شرابی گرم و گیرا سر به سر آتش
بی شکیب و دامن افشان همچو طوفان سرکش
سایه ی او روی صحرا زیر نور ماه
همچو دودی گشته لرزان در میان آتش

دختر کلی در دل شب
دست به چنگ و نغمه به لب
همچو شراری نرم و سبک
در میان بزم طرب
چون شرابی گرم و گیرا سر به سر آتش
بی شکیب و دامن افشان همچو طوفان سرکش
سایه ی او روی صحرا زیر نور ماه
همچو دودی گشته لرزان در میان آتش

آه از چشمش میریزد
باده ی عشق و مستی
بر جهان بخشد هستی
گر لبهایش میخواند نغمه ی شور و شادی
میدهد بر دل مستی
چو لبش به نوا شکفد
ز نوا دل ما شکفد
ز صفا رخ او چو گلی
که سحر به صفا شکفد
چون کلی دل من در صحرا
سرگردان شده در این دنیا
چون کلی دل من در صحرا
سرگردان شده در این دنیا
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 17:50  توسط غریب | 
 
بين زن کور و شوهر لال هميشه صلح حاکم است.(لهستاني)
بدون خطر نمي توان بر خطر غلبه کرد.(لهستاني)
براي آدم گرسنه نان شيرين تر از عسل است.(لاتين)
براي فقرا هوا هميشه تاريک و سرد است.(لاتين)
به هر کجا روي از شر خو خلاص نتواني شد(لهستاني)
براي آدم مست عمق دريا فقط تا زانوست(روسي)
بدون باختن برنده نتواني شد.(روسي)
به خاطر شيطان هم که شده شمع روشن کن.(روسي)
بدون کسب مهارت نمي تواني حتي شپشي بگيري(روسي)
با مردم مشورت کن ولي خودت تصميم بگير.(روسي)
 
بهترين شناگران غرق مي شوند.(بلغارستاني)
بدون تندرستي هيچ کس ثروتمند نيست(کرواتي)
بدون پول انسان نمي تواند به جيي حتي کليسا برود(کرواتي)
بري يافتن زن مي ارزد که يک کفش بيشتر پاره کني(چيني)
با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي کن(آلماني)
بچه جغد در نظر مادرش ملکه زيبيي است(روسي)
برخي افراد ارباب پول هستند و برخي برده آن !(روسي)
به بيگانه لاف بزن و فقط به دوستان درد دل بگو(يوگسلاوي)
به هيچکس به جز خودت و اسبت اعتماد نکن!( يوگسلاوي)
بدون عرق ريختن نمي توان به عسل دست يافت.(يوگسلاوي)
به دشمن نگو پيت کي خواب مي رود!(اسکاتلندي)
با باد بيا با آب برو.(اسکاتلندي)
با سکوت مي توان شيطان را عصباني کرد(بلغارستاني)
بدبختي در کنار خوشبختي يستاده است.(يوگسلاوي)
به کسي درد دل کن که به فريادت رسد.(يوگسلاوي
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 12:40  توسط غریب | 
بينوا غذا مي طلبد و پولدار اشتها.


باد آورده را باد همي برد.


به هر باد خرمن نشايد فشاند.


بخت را در بازار نمي فروشند.


بالاي سياهي رنگي نيست!


به راحتي نرسيد آن که زحمت نکشيد.


به دشت آهوي نگرفته نبخش!


به نرمي توان رخنه در سنگ کرد.


با ريسمان پوسيده ته چاه نبايد رفت.


بر نيايد ز مردگان آواز!
 
به زن لال هم اگر اسرار خود بسپاري فاش مي کند!(انگليسي)


به آن کس احترام بگذار که کلمه" ميهن" را با احترام ادا مي کند.


بوسه مرد بي سبيل مثل نان بي پنير است!(آلماني)


بيکاري ام الفساد است.


بدبختان هميشه مقصرند.(آلماني)


به ظاهر نبايد قضاوت کرد.(آلماني)


بر حذر باش از کسي که چيزي ندارد از دست بدهد.(ايتالييي)


براي گول زدن زن کافي است به او بگوييم زيباست.(ايتالييي)


براي يک عاشق هيچ کاري دشوار نيست.


براي عشق کهنه درماني وجود ندارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 20:15  توسط غریب |